بیداری شب ، بیماری روز
بیداری روز ، بیماری شب
امروزه کمتر کسی یافت می شود که در مورد مسایل سیاسی و اجتماعی اظهار نظر نکند.
منظور ما افرادی نیست که باید نظر بدهند .بدیهی است که از آنها انتظاری نیست جز نظردادن . منظور ما افرادی است که نباید نظر بدهند زیرا صلاحیت اظهار نظر ندارند . آنان در تمام مسایل روز بدون اینکه در نظر خود تردید کنند ، نظریه می دهند .اینگونه افراد بی محابا و بدون هیچ شک وتردیدی در مورد تخصصی ترین و پیچیده ترین مسایل سیاسی واجتماعی و اقتصادی و حتی فلسفی و روانشناسی و.... اظهار نظر می کنند . عمده ترین علت این نوع اظهار نظر آن است که مسولیتی در برابر نظر خود ندارند و نظریات آنان هیچ تغییری هم در واقعیات و مخاطب شان ندارد. هیچکس از آنها سوال نمی کند که نظر خود را سازمان دهند یا تشریح کنند یا چارچوبی برای آن معرفی کنند . به عبارت دیگر آسان بودن اظهار نظر و بدون هزینه بودن بیان این نوع نظرات و باز بودنِ مسیر سخن پراکنی ، آنان را در بیان نظراتشان تشجیع نموده است . برای نمونه شخصی که به کار ساخت و ساز ساختمان مشغول است و مجبور است تمام وقت روزانه به سرکشی محل کار و کارگاه و تأمین نیازهای کارگران و مراجعه به شهرداری و و گرفتن فلان مجوز و اخذ امتیازات ساختمانی و چانه زدن برای افزودن یک طبقۀ دیگر و راضی کردن شهرداری به گذشت از تخلفات ساختمانی و ...بپردازد و حتی پاسی از شب را وقف تماس با مشتریان وفروشندگان مصالح و پیمانکاران زیرمجموعه و برنامه ریزی امور فردا ی کارگاه و مدیریت مالی و کاری شغلش مشغول باشد و حتی زمانی برای پاسخگوئی به تماس های تلفنی ندارد ، این شخص پس از فراغتی و در یک دورهمی یا شب نشینی دوستانه به اظهار نظر در مورد تخصصی ترین مسایل سیاسی و فلسفی می پردازد و کمترین تردیدی به نظرات خود روا نمی دارد. حتی یک استادتمامِ سیاست و اقتصاد در دانشگاه هم با چنین اطمینانی در مورد رشتۀ تخصصی خودش نظر نمی دهد . در حالی که این دوست ساختمانی ما نه تنها در طول روز ، بلکه شاید در طی یک ماه گذشته و یا بیشتر فرصتی نیافته سری به کتابی و روزنامه ای بزند و صرفاً اگر زمانی برایش باقی مانده سری به فضای مجازی زده است .
از این نوع آدمها کم نیستند . متأسفانه رو به افزایش هم هستند . اما نظرات این نوع افراد ویژگی هائی هم دارد که معمولاً میان همۀ آنها مشترک است . علت این اشتراک نیز در تحولاتی است که در تمام گوشه ها و زوایای زندگی روزمره در جامعه رخ می دهد و باعث طبقه بندی افکار و عقاید گردیده و در آشفته بازار فکری ، اینگونه افراد را در یک دسته مشابه قرار داده است .
این ویژگی ها کدام ها هستند ؟و نظرات صادره از این افراد چه صفاتی دارند؟
- این افراد شناختی از مصالحی که با آن ساختمانی برپا می شود ندارند . مگر نه این است که آهن با چدن تفاوت دارد؟ آیا می توان به جای تیر آهن از تیر چدنی برای اسکلت ساختمان استفاده کرد؟ هرکدام ویژگی و مختصات فیزیکی و شیمیائی مربوط به خود را دارند و استانداردهائی برای انها تعریف شده است که اگر یکی به جای دیگری به کار رود نتیجۀ کار ممکن است فروریزی یک ساختمان ، حتی در نیمۀ کار باشد . پس می توان این قیاس را تعمیم داد و به دوست ساختمانی بگوئیم که مفاهیمی مانند میانجیگری بین دو کشور ، تجاوز یک کشور به کشور دیگر ، اشتغال و بیکاری ، مذاکره میان دو دولت متخاصم ، ایدئولوژی و... همگی مفاهیمی هستند که در حقوق و روابط بین الملل و سیاست و اقتصاد و ... دارای تعریف خاصی بوده و نباید بی محابا آنها را به کار برد . دوست ساختمانی ما بدون آنکه معانی واقعی و رسمی این عبارات را بداند و اطلاعی از نحوۀ به کارگیری آنها داشته باشد به استفاده از این واژگان می پردازد و نظریه ای هم با این مصالح ، می سازد . او در واقع به جای تیر آهن از تیر چدنی برای اسکلت نظرات خود استفاده کرده است .
- دوست ساختمانی ما در مذاکرات و اظهار نظرهای خود ، هیچ سوالی برایش مطرح نیست . تمام نظراتش ، جواب است . او پاسخ همه چیز را دارد و برای تمام اموری که نه تخصصی در آن دارد و نه اطلاعی ، پاسخ و راه حل دارد. بدیهی است ، ذهنی که با امور سیاسی و اقتصادی و فلسفی درگیر نیست و فقط سایه هائی از بیرون را می بیند نه خود واقعیت را ، سوالی هم برایش پیش نمی آید . (غار افلاطون)
- دوست ساختمانی ما نظراتش دوبعدی است . مانند عکسی که با موبایلش گرفته است فقط دارای طول و عرض است . او نمی تواند عمق را تشخیص دهد . او همیشه در سطح ، جولان می کند . خیلی در بیان نظراتش موفق باشد با سطحی که بر آن راه می رود ، هماهنگ می شود . او اگر ذره ای به عمق برود (یا کشانده شود ) تعادل خود را از دست می دهد و مختل می گردد . در عوض ، سطح ، سرشار است از وسایل بازی . چرا و به چه دلیل به عمق برود ؟
- دوست ساختمانی ما به علت درگیر کردن احساساتش به جای درگیر کردن افکارش ، استعداد پذیرش و اِعمال خشونت را هم دارد و به همین جهت به اصول بدیهی انسانی پشت پا می زند وبرای خود توجیهاتی دارد که هرگز نمیواند آن را به دیگران منتقل کند.مثلاً اوکشتار 50000 نفر انسان توسط اسرائیل را برمی تابد .
- دوست ساختمانی ما معمولاً فاقد اصول وچارچوبی منطقی برای اظهار نظر است . به همین دلیل پایبندی به هیچ نظر و ایده و فکری ندارد حتی به افکار و عقاید خودش مقید نیست . به همین دلیل هرگز در مجادله و بحث و تبادل نظر به دام نمی افتد .زیرا هروقت لازم آید از نظر خود عدول می کند و در یک آن نظر دیگری را اختیار می کند . مسولیتی هم در برابر این تنوع و گشت و گذار عقاید ندارد . هرگز در یک سیستم معین فکری اقامت ندارد . نوعی بی خانمانی را می گذراند . به همین جهت نظراتش صدها پاره و هرپاره را می توان در سیستمی از نظرات گوناگون دسته بندی کرد . او انسجام فکری ندارد و هرگاه در خلوت خود با مشکلی نظری روبرو شود بلافاصله از جعبه ابزاری که همه چیز در آن یافت می شود استمداد می کند وبلافاصله دغدغه هایش برطرف می شود . برای همین است که هرگز مسئله ای برای حل کردن ، در برابر او قرار نمی گیرد .
- دوست ساختمانی ما معمولاً از پذیرش هرگونه نظری که مخالف نظر خودش باشد امتناع دارد . حتی اگر آن را درست بیابد یا در برابر آن بدون پاسخ بماند . او خودش را بیشتر از نظراتش قبول دارد . قبول واقعیت را نوعی شکست می پندارد و از این بابت عصبانی می شود . اگر شده به انواع سفسطه و مغلطه متوسل می شود برای آنکه کوتاه نیاید و درظاهر هم شده پیروزِ میدانِ جدل باشد . این بدان معنا نیست که مفاهیم سفسطه و مغلطه را میداند .
- دوست ساختمانی ما به شدت متکی به فضای مجازی است و هرچه دارد از این فضا دارد. او دانسته های علمی ندارد و هرچه در ذهن دارد نامعتبر ، اثبات نشده ، زودگذر ، مغشوش ، ناسنجیده ، مقطع ، بی پایه و بدون استناد می باشد . نتایج تحقیقات علمی و دستاوردهای دانش روز که در دانشگاه ها و مجامع معتبر علمی و کتابخانه ها ثبت می شود و محتوای علمی دارند ، در زندگی فکری او هیچ جایگاهی ندارد و او از این دستاوردها غافل است. به همین دلیل برای اثبات نظر خود که غیر علمی هم هست ، به بازتولید استدلالات غیر معتبر و ضد علمی می پردازند و خود ، تبدیل به عامل دسته دوم و سوم و... تولید جهل می شود.
- دوست ساختمانی ما روشش این است که همیشه در مصادیق می ماند و با مفاهیم ارتباطی برقرار نمی کند. اساساً با مفاهیم بیگانه است . هرآنچه که به طور روزمره می شنود یا می بیند بدون تلاش برای یافتن و درک مفهوم آن ، به مصداق و معمولاً به نمونۀ عملیِ آن اعتماد می کند و از استثنائات ، قاعده می سازد . درد بی درمان آن است که این مصادیق هم کلاً به طور اتفاقی بر سر راه او قرار می گیرند و او هیچ تمایلی یا انگیزه ای یا ضرورتی ندارد تا به سراغ آنها برود . چرا که اگر برود ممکن است مجبور باشد با مفاهیم روبرو گردد که این هم در مرام او نیست . زیرا او درجهان دیگری که به تصور خودش هم واقعی وملموس است و هم عملی ، سیر می کند.
- اینگونه اظهار نظر در افرادی مشابه دوست ساختمانی ما نتیجۀ تجزیۀ ایدئولوژی است . ایدئولوژی منسجم دارای مبنای علمی ، مانع اظهار نظرهای سطحی و مردود این افراد می شود .پس از تجزیه شدن ایدئولوژی و حذف آن در زندگی ، نهلیسم است که به روی دوست ساختمانی ما در می گشاید .

این وبلاگ تلاش دارد در مورد مسایل حقوقی در گرایش حقوق عمومی مطالبی را به اطلاع دوستداران این رشته رسانده ونظرات متفاوت را نیز در خود منعکس کند.مطالب عنوان شده از جایی اقتباس یا کپی برداری نشده و تماما مقالات ونوشته های نویسنده وبلاگ میباشد.نویسنده وبلاگ دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در حقوق عمومی است و دانشجو هم خواهد ماند.