بیداری شب ، بیماری روز

بیداری روز ، بیماری شب

امروزه کمتر کسی یافت می شود که در مورد مسایل سیاسی و اجتماعی اظهار نظر نکند.

منظور ما افرادی نیست که باید نظر بدهند .بدیهی است که از آنها انتظاری نیست جز نظردادن . منظور ما افرادی است که نباید نظر بدهند زیرا صلاحیت اظهار نظر ندارند . آنان در تمام مسایل روز بدون اینکه در نظر خود تردید کنند ، نظریه می دهند .اینگونه افراد بی محابا و بدون هیچ شک وتردیدی در مورد تخصصی ترین و پیچیده ترین مسایل سیاسی واجتماعی و اقتصادی و حتی فلسفی و روانشناسی و.... اظهار نظر می کنند . عمده ترین علت این نوع اظهار نظر آن است که مسولیتی در برابر نظر خود ندارند و نظریات آنان هیچ تغییری هم در واقعیات و مخاطب شان ندارد. هیچکس از آنها سوال نمی کند که نظر خود را سازمان دهند یا تشریح کنند یا چارچوبی برای آن معرفی کنند . به عبارت دیگر آسان بودن اظهار نظر و بدون هزینه بودن بیان این نوع نظرات و باز بودنِ مسیر سخن پراکنی ، آنان را در بیان نظراتشان تشجیع نموده است . برای نمونه شخصی که به کار ساخت و ساز ساختمان مشغول است و مجبور است تمام وقت روزانه به سرکشی محل کار و کارگاه و تأمین نیازهای کارگران و مراجعه به شهرداری و و گرفتن فلان مجوز و اخذ امتیازات ساختمانی و چانه زدن برای افزودن یک طبقۀ دیگر و راضی کردن شهرداری به گذشت از تخلفات ساختمانی و ...بپردازد و حتی پاسی از شب را وقف تماس با مشتریان وفروشندگان مصالح و پیمانکاران زیرمجموعه و برنامه ریزی امور فردا ی کارگاه و مدیریت مالی و کاری شغلش مشغول باشد و حتی زمانی برای پاسخگوئی به تماس های تلفنی ندارد ، این شخص پس از فراغتی و در یک دورهمی یا شب نشینی دوستانه به اظهار نظر در مورد تخصصی ترین مسایل سیاسی و فلسفی می پردازد و کمترین تردیدی به نظرات خود روا نمی دارد. حتی یک استادتمامِ سیاست و اقتصاد در دانشگاه هم با چنین اطمینانی در مورد رشتۀ تخصصی خودش نظر نمی دهد . در حالی که این دوست ساختمانی ما نه تنها در طول روز ، بلکه شاید در طی یک ماه گذشته و یا بیشتر فرصتی نیافته سری به کتابی و روزنامه ای بزند و صرفاً اگر زمانی برایش باقی مانده سری به فضای مجازی زده است .

از این نوع آدمها کم نیستند . متأسفانه رو به افزایش هم هستند . اما نظرات این نوع افراد ویژگی هائی هم دارد که معمولاً میان همۀ آنها مشترک است . علت این اشتراک نیز در تحولاتی است که در تمام گوشه ها و زوایای زندگی روزمره در جامعه رخ می دهد و باعث طبقه بندی افکار و عقاید گردیده و در آشفته بازار فکری ، اینگونه افراد را در یک دسته مشابه قرار داده است .

این ویژگی ها کدام ها هستند ؟و نظرات صادره از این افراد چه صفاتی دارند؟

  1. این افراد شناختی از مصالحی که با آن ساختمانی برپا می شود ندارند . مگر نه این است که آهن با چدن تفاوت دارد؟ آیا می توان به جای تیر آهن از تیر چدنی برای اسکلت ساختمان استفاده کرد؟ هرکدام ویژگی و مختصات فیزیکی و شیمیائی مربوط به خود را دارند و استانداردهائی برای انها تعریف شده است که اگر یکی به جای دیگری به کار رود نتیجۀ کار ممکن است فروریزی یک ساختمان ، حتی در نیمۀ کار باشد . پس می توان این قیاس را تعمیم داد و به دوست ساختمانی بگوئیم که مفاهیمی مانند میانجیگری بین دو کشور ، تجاوز یک کشور به کشور دیگر ، اشتغال و بیکاری ، مذاکره میان دو دولت متخاصم ، ایدئولوژی و... همگی مفاهیمی هستند که در حقوق و روابط بین الملل و سیاست و اقتصاد و ... دارای تعریف خاصی بوده و نباید بی محابا آنها را به کار برد . دوست ساختمانی ما بدون آنکه معانی واقعی و رسمی این عبارات را بداند و اطلاعی از نحوۀ به کارگیری آنها داشته باشد به استفاده از این واژگان می پردازد و نظریه ای هم با این مصالح ، می سازد . او در واقع به جای تیر آهن از تیر چدنی برای اسکلت نظرات خود استفاده کرده است .
  2. دوست ساختمانی ما در مذاکرات و اظهار نظرهای خود ، هیچ سوالی برایش مطرح نیست . تمام نظراتش ، جواب است . او پاسخ همه چیز را دارد و برای تمام اموری که نه تخصصی در آن دارد و نه اطلاعی ، پاسخ و راه حل دارد. بدیهی است ، ذهنی که با امور سیاسی و اقتصادی و فلسفی درگیر نیست و فقط سایه هائی از بیرون را می بیند نه خود واقعیت را ، سوالی هم برایش پیش نمی آید . (غار افلاطون)
  3. دوست ساختمانی ما نظراتش دوبعدی است . مانند عکسی که با موبایلش گرفته است فقط دارای طول و عرض است . او نمی تواند عمق را تشخیص دهد . او همیشه در سطح ، جولان می کند . خیلی در بیان نظراتش موفق باشد با سطحی که بر آن راه می رود ، هماهنگ می شود . او اگر ذره ای به عمق برود (یا کشانده شود ) تعادل خود را از دست می دهد و مختل می گردد . در عوض ، سطح ، سرشار است از وسایل بازی . چرا و به چه دلیل به عمق برود ؟
  4. دوست ساختمانی ما به علت درگیر کردن احساساتش به جای درگیر کردن افکارش ، استعداد پذیرش و اِعمال خشونت را هم دارد و به همین جهت به اصول بدیهی انسانی پشت پا می زند وبرای خود توجیهاتی دارد که هرگز نمیواند آن را به دیگران منتقل کند.مثلاً اوکشتار 50000 نفر انسان توسط اسرائیل را برمی تابد .
  5. دوست ساختمانی ما معمولاً فاقد اصول وچارچوبی منطقی برای اظهار نظر است . به همین دلیل پایبندی به هیچ نظر و ایده و فکری ندارد حتی به افکار و عقاید خودش مقید نیست . به همین دلیل هرگز در مجادله و بحث و تبادل نظر به دام نمی افتد .زیرا هروقت لازم آید از نظر خود عدول می کند و در یک آن نظر دیگری را اختیار می کند . مسولیتی هم در برابر این تنوع و گشت و گذار عقاید ندارد . هرگز در یک سیستم معین فکری اقامت ندارد . نوعی بی خانمانی را می گذراند . به همین جهت نظراتش صدها پاره و هرپاره را می توان در سیستمی از نظرات گوناگون دسته بندی کرد . او انسجام فکری ندارد و هرگاه در خلوت خود با مشکلی نظری روبرو شود بلافاصله از جعبه ابزاری که همه چیز در آن یافت می شود استمداد می کند وبلافاصله دغدغه هایش برطرف می شود . برای همین است که هرگز مسئله ای برای حل کردن ، در برابر او قرار نمی گیرد .
  6. دوست ساختمانی ما معمولاً از پذیرش هرگونه نظری که مخالف نظر خودش باشد امتناع دارد . حتی اگر آن را درست بیابد یا در برابر آن بدون پاسخ بماند . او خودش را بیشتر از نظراتش قبول دارد . قبول واقعیت را نوعی شکست می پندارد و از این بابت عصبانی می شود . اگر شده به انواع سفسطه و مغلطه متوسل می شود برای آنکه کوتاه نیاید و درظاهر هم شده پیروزِ میدانِ جدل باشد . این بدان معنا نیست که مفاهیم سفسطه و مغلطه را میداند .

  1. دوست ساختمانی ما به شدت متکی به فضای مجازی است و هرچه دارد از این فضا دارد. او دانسته های علمی ندارد و هرچه در ذهن دارد نامعتبر ، اثبات نشده ، زودگذر ، مغشوش ، ناسنجیده ، مقطع ، بی پایه و بدون استناد می باشد . نتایج تحقیقات علمی و دستاوردهای دانش روز که در دانشگاه ها و مجامع معتبر علمی و کتابخانه ها ثبت می شود و محتوای علمی دارند ، در زندگی فکری او هیچ جایگاهی ندارد و او از این دستاوردها غافل است. به همین دلیل برای اثبات نظر خود که غیر علمی هم هست ، به بازتولید استدلالات غیر معتبر و ضد علمی می پردازند و خود ، تبدیل به عامل دسته دوم و سوم و... تولید جهل می شود.
  2. دوست ساختمانی ما روشش این است که همیشه در مصادیق می ماند و با مفاهیم ارتباطی برقرار نمی کند. اساساً با مفاهیم بیگانه است . هرآنچه که به طور روزمره می شنود یا می بیند بدون تلاش برای یافتن و درک مفهوم آن ، به مصداق و معمولاً به نمونۀ عملیِ آن اعتماد می کند و از استثنائات ، قاعده می سازد . درد بی درمان آن است که این مصادیق هم کلاً به طور اتفاقی بر سر راه او قرار می گیرند و او هیچ تمایلی یا انگیزه ای یا ضرورتی ندارد تا به سراغ آنها برود . چرا که اگر برود ممکن است مجبور باشد با مفاهیم روبرو گردد که این هم در مرام او نیست . زیرا او درجهان دیگری که به تصور خودش هم واقعی وملموس است و هم عملی ، سیر می کند.
  3. اینگونه اظهار نظر در افرادی مشابه دوست ساختمانی ما نتیجۀ تجزیۀ ایدئولوژی است . ایدئولوژی منسجم دارای مبنای علمی ، مانع اظهار نظرهای سطحی و مردود این افراد می شود .پس از تجزیه شدن ایدئولوژی و حذف آن در زندگی ، نهلیسم است که به روی دوست ساختمانی ما در می گشاید .

روحت شاد

پس از اعتراضات سال 1396 شعاری با عنوان " روحت شاد رضاشاه" شنیده شد . در خوشبینانه ترین حالت میتوان گفت که این شعار ناشی از عدم آگاهی سرایندگان آن بوده است به همین خاطر کتاب روحت شاد با نگاهی به واقعیات تلخ دوران پهلوی ها گردآوری شد تا همگان آن طرف سکه را نیز ببینند . این کتاب در 300 صفحه و توسط انتشارات توکلی در شهریور ماه 1399 در تهران به چاپ رسیده است. 

مرکز پخش : تهران . خیابان انقلاب روبروی دانشگاه تهران . مجتمع فروزنده تلفن 02166956926 

قوه قضائیه حمایت کند

 

اخیرا و پس از زلزله ویرانگر در استان کرمانشاه ، همانند همیشه و با داغ فراوان تعداد زیادی از هموطنانمان در این استان زیانهای جانی و مالی فراوانی را متحمل شدند. به یکباره خاک و خون به هم ٱمیخت و خانه هائی که با زحمت بسیار بدست ٱمده بود ، در ٱنی فرو ریخت.
موضوع این یادداشت ، ذکر مصیبت این واقعه هولناک نیست. بلکه اتفاقاتی است که در فضای مجازی و در پی این حادثه در جریان است.
فضای مجازی همان چیزی است که از هزاران زلزله ویرانگرتر است اما افسوس که احساس نمیشود.
همان دقایق پس از زلزله ، فضای مجازی لبریز از اخبار و اطلاعات و تصاویر و گزارشات و مصاحبه ها ئی گردید که دست به دست و با کمترین زمان ، بیشترین گسترش را بین کاربران پیدا کرد.بخشی از مطالبی که هم اکنون نیز در فضای مجازی پخش میشود و تمام کاربران را تحت تاثیر قرار داده است، اخبار نگران کننده و ترسناک زلزله های پیش روست که گاه به نقل از سازمان زمین شناسی ٱمریکا یا موسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران یا فلان دانشمند زمین شناس منتشر میگردد.
این اخبار موجب ایجاد ترس و وحشت وهراس فراوانی در بین مردم منطقه زلزله زده و حتی کل کشور می گردد.درحالیکه صحت ٱنها نامعلوم و بیشتر به دروغ شباهت دارند.
اما نکته مهمی که مطرح است ، اثرات این اخبار و اطلاعات تحقیق نشده میباشد که متاسفانه درشبکه های مجازی به ویژه در تلگرام درحال گسترش است.
مسولین امر چه تکالیفی در برخورد با این فعالیتهای مجازی دارند؟ چه برخوردی با اشخاصی که این شایعات و اخبار خودساخته را می پراکنند خواهندداشت وتا کنون چه اقدامی در این رابطه انجام داده اند؟
وجود هراس و وحشت میان مردم موجب سلب ٱسایش و برهم خوردن نظم زندگی عادی جامعه خواهد شد.ٱیا وارد ٱوردن استرس روحی و تنشهای روانی میان خانواده ها و سایر گروههای اجتماعی موجب اخلال در جریان عادی امور نمیشود؟ وجامعه را دچار رکود موقت نمی نماید؟
در چنین اوضاعی برای برخورد با عاملان شایعه سازی و جعل اخبار ، تمام چشمها به دستگاه قضائی دوخته میشود.
قانون چه میگوید؟
ٱنچه که مسلم است ، شایعه پراکنی و اخلال درنظم عمومی که در این مورد با خسارات مادی و معنوی نیز همراه است، جنبه خصوصی نداشته ودارای جنبع عمومی است.چرا که کل جامعه و جمعیت و ساکنین یک منطقه را درگیر نموده است.
قانون ٱئین دادرسی در امور کیفری در تبصره یک ماده ۱٤ زیان معنوی را اینگونه تعریف مینماید :" زیان معنوی عبارت از صدمات روحی یا هتک حیثیت و اعتبار شخصی ، خانوادگی ، یا اجتماعی است."
ٱنچه که هم اکنون درنتیجه شایعات منتشره در فضای مجازی دررابطه با زلزله های ٱتی پیش ٱمده ، صدمات روحی است که به تک تک افراد وکل جامعه وارد می ٱید.
ماده ۱۱ همان قانون تعقیب و اقامه دعوی از جهت حیثیت عمومی را برعهده دادستان نهاده است.
دعوی عمومی چیست؟
برابر بند الف ماده ۹ قانون مذکور دعوای عمومی برای حفظ حدود و مقررات الهی یا حقوق جامعه و نظم عمومی ایجاد میگردد و ٱنگونه نیست که شاکی خصوصی داشته و نیاز به طرح شکایت از جانب شخص باشد، بلکه برابر همان ماده ۱۱که اشاره شد تعقیب متهمان اینگونه دعاوی به عهده دادستان است.
بدون تردید ، اشخاصی که اقدام به جعل اخبار و گزارشات غیر واقعی مینمایند ، و این اخبار را در یک ٱن پخش میکنند ، خودشان ٱگاه به جعلی بودن و ساختگی بودن ٱن هستد وبا انتشار این اکاذیب ،اقدام به تشویش اذهان عمومی مینمایند و موجب اخلال در زندگی روزمره و عادی مردم میگردند تا جائیکه موجب میشوند افراد زیادی از ترس و واهمه این اخبار شب را به همراه خانواده ، درخیابان و بیرون از سرپناه خود به صبح برسانند.قربانی این شایعه سازیها بیشتر از همه ، کودکان و سالخوردگان هستند.
اینجاست که چشم مردم بی گناه به مقامات قضائی است تا با عاملان تولید و انتشاراین جعلیات که روح و روان جامعه را بازیچه خود قرار داده ،برخورد قاطع نموده تا بلکه ٱرامش و ٱسایش را به خانواده ها بازگردانند.

مراسم سوگند رئیس جمهور


درمراسم تحلیف ٱقای حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران بیشترین وشاید اولین موضوعی که مرکز توجه قرار گرفت ، عدم حضور اقلیت بزرگ دینی (اهل تسنن)بود.اقلیتی که به شرکت در انتخابات ایمان داشتند و ٱرزوهای خودرا به پیروزی ٱقای روحانی گره زده بودند.
دررابطه با عدم حضور این دسته از جمعیت شهروند در مراسم تحلیف ٱقای حسن روحانی به سراغ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میرویم :
ٱقای روحانی برای دومین بار و برابر اصل ۱۲۱ قانون اساسی سوگند خوردند متن سوگند به این شرح است :
" بسم الله رحمن الرحیم
من به عنوان رئیس جمهور در پیشگاه قرٲن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد میکنم که پاسدارمذهب رسمی کشور باشم وهمه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسولیتهائی که برعهده گرفته ام ، بکارگیرم وخود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور ، ترویج دین و اخلاق ، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم واز هرگونه خودکامگی بپرهیزم و از ٱزادی وحرمت اشخاص وحقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم.درحراست از مرزها واستقلال سیاسی و اقتصادی وفرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم وبا استعانت از خداوند وپیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا وفداکار نگهدار باشم وٱن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم".
بطورخلاصه ٱقای روحانی سوگند خوردند که :
۱- پاسدارقانون اساسی کشور باشد
۲-خودرا وقف خدمت به مردم نماید
۳-خودرا وقف خدمت به کشور کند
٤-خود راوقف ترویج دین و اخلاق نماید
٥- خودرا وقف گسترش عدالت سازد
٦- ازحقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته حمایت کند.
علاوه بر سوگندی که رئیس جمهور یاد میکندماده۱۳ قانون تعین حدود وظایف واختیارات ومسولیتهای ریاست جمهوری اسلامی ایران تصریح دارد :
" به منظور پاسداری از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ودر اجرای اصل ۱۱۳ قانون اساسی ،رئیس جمهوراز طریق نظارت ، کسب اطلاع ، بازرسی ، پیگیری ، بررسی و اقدامات لازم ، مسول اجرای قانون اساسی میباشد."
حال که ٱقای روحانی برای ٱغاز دومین دور ریاست جمهوری سوگند خوردند و با توجه به قانون وظایف رئیس جمهور به بعضی اصول قانون اساسی اشاره میکنیم.

اصل ۱۱ :

به حکم ٱیه کریمه ان هذه امتکم امه واحده وانا ربکم فاعبدون ،همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را برپایه ائتلاف و اتحادملل اسلامی قراردهد وکوشش پیگیر به عمل ٱورد تا وحدت سیاسی ، اقتصادی وفرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد."
اصل ۱۲ :
دین رسمی ایران ، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است.... و مذاهب دیگر اسلامی ، اعم از حنفی ، شافعی ، مالکی ، حنبلی ، و زیدی دارای احترام کامل میباشند ..."
اصل ۱۹ :
"مردم ایران از هرقوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ،نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود."

برابر اصل ۱۱۳ قانون اساسی ، مسولیت اجرای قانون اساسی به عهده رئیس جمهور است و هرگاه از اصول قانون اساسی تخطی صورت گیرد یا این اصول نقض گردند ، رئیس جمهور به حکم اصل ۱۲۲ قانون اساسی در برابر ملت و رهبرو مجلس شورای اسلامی مسول می باشد.

شایسته است با بکارگیری اختیار و وظیفه ای که قانون تعین حدودو وظایف و اختیارات رئیس جمهور در ماده ۱۳ در عهده ایشان قرار داده ،جناب ٱقای روحانی، علت نقض اصول قانون اساسی در مراسم تحلیف را پیگیری و به ملت ، رهبر و مجلس گزارش دهند. باشد که اصل ۱۲۲قانون اساسی مراعات شده باشد.

مطلب زیر خلاصه ای است از مقاله دکتر حسن خسروی با عنوان : " بررسی مفهوم انتخابات دمکراتیک"که درشماره یازدهم نشریه حقوق اساسی (تابستان سال 1388) چاپ گردیده است.علاقمندان برای دیدن متن کامل مقاله می توانند به نشریه حقوق اساسی مراجعه نمایند.

باتوجه به نزدیک بودن دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری آشنائی خوانندگان عزیز با مطالب این مقاله ضروری است.

مقدمه

از جمله کارآمد ترین وموثرترین تاسیسات بشرامروزی ، پدیده انتخابات است.

درپرتو اعتراف به وجود ویژگیها و خصایص با عظمت وارزنده انسان ، یعنی کرامت انسانی ، برابری ارزشی ، مختاریت ، آزادی ، عقل ، شعور ، شخصیت ، و انطباعات حسیو عاطفی و به رسمیت شناختن و تضمین ، حمایت و پایداری از آنهاست که نهاد اجتماعی انتخابات پایه گذاری شده است.

در یک انتخابات اصیل و واقعی ، تعداد قابل توجهی از شهروندان که واجد شرایط رای دادن می باشند ، باید در انتخابات حضور فعال داشته باشند .البته این حضور ، باید آگاهانه وبا وجود شرایط برابر و توام با آزادی های مختلف سیاسی باشد.در یک فضای دموکراتیک ، می بایستی شهروندان قادر به تشکیل تجمعات و اجتماعات مبتنی بر تعاون ، همکاری و ومنافع درگیرانه و مشترک باشند .انتخابات دموکراتیک باید بر اساس نگرش آزادی اراده شهروندان و در روشهای برابر گونه و دسترسی همه به فرایند انتخابات برگزار شود .

بطور کلی شاخصه های انتخابات دموکراتیک را در سه دسته می توان تقسیم نمود :

الف - شاخصه های ارزشی و ماهوی

ب - شاخصه های رویه ای و فرایندی

ج – شاخصه های سازمانی و ساختاری

الف)

اصول ارزشی و ماهوی 

منظور از اصول ارزشی و ماهوی اصولی هستند که بر پایه ماهیت بشر ، فطرت، و طبیعت انسانی تکیه دارند و به نوعی در راستای حفظ کرامت انسانی و صیانت از حرمت و هویت بشری می باشند .اهم اصول ارزشی و ماهوی به شرح ذیل می باشند:

1-  اصل آزادی سیاسی . آزادی سیاسی به این معناست که فرد بتواند در زندگی سیاسی و اجتماعی کشورخود از راه انتخاب زمامداران و مقامات سیاسی ، شرکت جوید ویا به تصدی مشاغل عمومی و سیاسی و اجتماعی کشورخود نایل آید و یا در مجامع ، آزادانه عقاید وافکار خود را به نحو مقتضی ابراز نماید.مهمترین آزادیهای شیاشی عبارتند از آزادی عقیده وآزادی بیان و آزادی گروهی واجتماعات.

2-  اصل عدالت سیاسی . منظور از عدالت سیاسی آن است که امور کشور به نحو شایسته اداره شود تا مردم در فضای عادلانه به زندگی ادامه دهند.برخورداری از برابری،آزادی،امنیت،وآسایش به عنوان حقوق طبیعی افراد جامعه ، تامین کننده این فضای عادلانه خواهد بود.حقوق طبیعی افراد درهر جامعه سیاسی برای حکومت ایجاد تکلیف می کند..وفاداری به این تکلیف مستلزم میثاقی است که بر اساس آن ، حکومت منتخب مردم برای مردم ، پاسخگوی مردم باشد.به این ترتیب بین عدالت و سیاست رابطه منطقی برقرار می شود که در آن حکومت منتخب مردم ، مسول و قابل مواخذه باشد.

3-  اصل برابری سیاسی . اصل برابری سیاسی مبین این است که افراد با یکدیگر به منزله افرادی برابر رابطه داشته باشند و بنابراین دولت نیز با همه آنها چنین رابطه ای داشته باشد.اصل برابری نشات گرفته از نگرش والا به حرمت داشتن و کرامت ذاتی وی است که در بر دارنده هیچگونه تمایز ارزشی بین انسانها نیست .لذا اعمال هرگونه تبعیض یا وسیله قراردادن انسان هیچ دلیل مشروعی ندارد .از این حیث برابری ، حاوی این پیام است که تمام مردم دارای حقوق و تکالیف یکسان هستند.

4-  اصل عدم تبعیض . اصل عدم تبعیض در بحث انتخابات و حق مشارکت سیاسی ، نقطه پایه ای ایده دموکراتیک است .بدین معنی که در نظام دمکراتیک ، افراد از حیث ذاتی و ماهوی باهم برابر و دارای خصبت ارزشی برابر گونه می باشند.لذا زمانی می توانیم از برابری انسان سخن به میان آوریم :که نتوانیم (ونباید) یک یا گروهی از انسانها را وسیله ای برای رسیدن به اهداف دیگر انسانها قرارداد.

5-  اصل حاکمیت قانون.از جمله اصول ارزشی و مترقی در فلسفه سیاسی وحقوق ، حاکمیت قانون است .به موجب این اصل ، کلیه امور اجتماعی در جامعه باید منطبق  با قانون باشد قانون نیز پایه و اساس برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه است.بخاطر اینکه در صورت فقدان قانون یا قانون شایسته و مردمی از یکطرف و رقابت بر سر کسب قدرت توسط بازیگران سیاسی از طرف دیگر ، میتوان شاهد نقض حقوق و آزادیهای شهروندان بخصوص حق تعین سرنوشت و حاکمیت مردم ونظام استبدادی بود.

6-  اصل تضمین حقوق مدنی و سیاسی. منظور از حقوق مدنی و سیاسی ، همان حقوق و آزادیهائی است که در کنوانسیونهای مربوطه و بیانیه ها و اعلامیه ها و قوانین اساسی و قوانین و مقررات حقوق بشری آمده است نظیر اعلامیه جهانی حقوق بشر ، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی . مفاد این اسناد حقوق بشری ، دولتها را مکلف نموده است تا کلیه اقدامات لازم در جهت تضمین و اجرای حقوق مدنی و سیاسی ، حق تعین سرنوشت ، مشارکت واقعی مردم در امور سیاسی کشور را انجام دهند.

7-  اصل نظارت همگانی . منظور از نظارت همگانی این است که همه مردم بنا به اصل برابری ارزشی و حق حاکمیت برابر اعمال قدرت از طرق مختلف امکان و توانائی یا فرصت برابر جهت نظارت ، کنترل و ارزیابی اقدامات و تصمیمات نمایندگان خود را داشته باشند .هدف غائی از این نظارت ، تحقق و صیانت از حقوق و آزادیهای شهروندی، جلوگیری از استبداد و خود کامگی حاکمان و اصل پاسخگویی دولت در برابر مردم می باشد.

 

ب )

اصول کارآمدی و رویه ای

اصول ارزشی و بنیادین نظام سیاسی بعد از نظریه پردازی ، موجه سازی و پذیرش توسط عموم و حاکمان ، اگر بدون راهبرد عملی و اجرائی شدن باقی بماند ، در حقیقت نقض آن اصول محسوب می شود .منظور از این اصول این است که در یک نظام مردم سالار ، تصمیمها ، سیاستها و قوانین و برنامه های حکومتی از یک فرایند تکثرگرا و مشارکتی تبعیت نمایند.اهم این اصول عبارتند از:

1-  اصل منصفانه بودن انتخابات . منظور از منصفانه بودن انتخابات این است که زمینه اجرائی و بستر انتخابات بطور غیرجانبدارانه وعاقلانه ، آماده و قابل دسترس برای همه رای دهندگان ، احزاب ، و کاندیداها باشد. بدیهی است قبل از رای گیری و در روز انتخابات و بعد از رای گیری این اصل جاری می باشد.

2-  اصل شفافیت . کاربرد اصل شفافیت در انتخابات ، زمینه تحقق انتخابات آزاد و منصفانه و اصیل را ایجاد می کند.بطوری که با باز و شفاف بودن فرآیند اتخاذ تصمیمات انتخاباتی برای مردم نوعی احساس اعتماد به صحت و سلامت تصمیمات انتخاباتی و سیاسی ایجاد می شود.به موجب این اصل اولا این امکان برای بازیگران انتخاباتی فراهم می شود تا تمام جنبه های مختلف انتخابات از تدوین و پیشنهاد قوانین انتخاباتی و گزینش مدیران انتخابات تا تنظیم نتایج نهایی و حل و فصل منازعات مورد بازبینی و ارزیابی یا اعتراض و شکایت قرار گیرد . ثانیا به عموم اجازه می دهد تا کلیه مراحل انتخابات را مشاهده نمایند ثالثا فرصتی را در اختیار کلیه منتقدین ، مخالفین و حتی ناظران داخلی و بین المللی قرار می دهد تا از نحوه تصمیم گیری و مطابقت عملکردها با قوانین مطلع شوند.

3-  اصل پاسخگویی . هدف اصل پاسخگویی در نظام مردم سالار ، کنترل قدرت سیاسی وافزایش امکان نظارت مردمی ( مستقیم و غیر مستقیم) بر اجرای قدرت و صلاحیت های اعطائی به نمایندگان مردم است.چنانچه این پاسخگوئی و نظارت نباشد ، درک و فهم این که حکومت در راستای منافع عمومی حرکت می کند یا خیر ، مشکل و مبهم می شود.

4-  اصل دسترسی به اطلاعات . داشتن اطلاعات لازم توسط شهروندان ، نقش مهمی در مشارکت آگاهانه آنها ودر حقیقت ابراز خود شکوفائی و حق های بنیادین انها می باشد. برای دستیابی به ایا اصل ارائه آموزشها و اطلاعات دقیق و شفاف از سوی دولت و نهادهای غیردولتی در مورد فرایند انتخابات به رای دهندگان امری واجب و ضروری جلوه می نماید.

5-  اصل رای همگانی ، عام و برابر . همانطور که می دانیم پایه و اساس نظام دمکراسی ، مشارکت مردم در تصمیم گیری های اجتماعی و سیاسی است و در پرتو حق مشارکت همگانی مردم است که حکومتها ی انتخابی و مردم سالار ایجاد می شوند.درصورتی می توان مدعی همگانی بودن انتخابات شد که حق رای به تمام شهروندان بدون تبعیض اعطا شود.وهر شخص دارای یک رای باشد.

6-  اصل رقابتی بودن انتخابات . انتخابات رقابتی به رای دهندگان اجازه می دهد تا مقامات سیاسی و تصمیم گیرنده سیاستها و خط مشی ها را در یک فضای کثرت گرا وچند حزبی آزاد و منصفانه انتخاب کنند.مبنای رقابتی بودن انتخابات ، به حق رای عام ، برابر و همگانی برمی گردد.

7-  اصل مخفی بودن رای . فلسفه مخفی بودن آراء ، حفظ و صیانت از آزادی اراده و تصمیم فرد است.لذا می تواند به صورت مخفی بیان شود که به دور از هرگونه فشار، تهدید، ارعاب و دخالت و نفوذ ناروای دیگران باشد.

8-  اصل دوره ای بودن انتخابات .حاکمیت در اصل متعلق به مردم می باشد و حکومت مشروعیت خود را از رضایت مردم می گیرد و این که به منظور جلوگیری از استبداد و مطلق گرائی حکومت ، مردم باید توانائی تغییر یا جابجائی حکومت و امکان نظارت بر آن را داشته باشند .لذا جهت حفظ این اصول ارزشی ایجاب می نماید که حکومتها به طور محدود ونه دائم ، اداره و امور عمومی را بدست گیرند و انتخابات به طور دوره ای و در فواصل معقول برگزار گردد.

9-  اصل مستقیم بودن رای . رای مستنقیم بدان معناست که شهروندان در انتخابات مستقیما به کاندیدا یا لیست احزاب بطور مثبت یا منفی رای دهند.انتخابات مستقیم به نظر منصفانه تر است ، چراکه رای دهندگان بی واسطه اقدام به گزینش نمایندگان مطلوب خود می کنند و احتمال رقابت های منفی حزبی یا توافقات منفعت طلبانه هیات های واسطه ای در رای غیر مستقیم کاهش می یابد.

10- اصل اختیاری بودن . براساس ارزشهای بنیادین آزادی و مختاریت انسان و حق تعین سرنوشت ، رای دادن باید اختیاری باشد نه اجباری اما از طرف دیگر ، زیست جمعی نیازی اساسی است و به جهت حفظ صلح ، ثبات و برقراری نظم و تامین منافع عمومی که تامین کننده منافع شخصی و خصوصی است ، شهروندان مکلف به رای دادن می باشند.

11- اصل اصیل بودن انتخابات . انتخابات اصیل و واقعی ، انتخاباتی است که منعکس کننده اراده آزاد مردم باشد . انتخابات دروغین ، سرپوش گذاردن براختلافات و تنشها یداخلی با توجیهات غیر واقعی ، سرکوب مخالفان ، ارعاب و تطمیع عده ای جهت رای دادن به افراد، کاندیداها یا احزاب خاصی حکایت از عدم اصالت انتخابات دارد.ملاکهای سنجش اصالت انتخابات بطور خلاصه عبارتند از : گزینش واقعی و دسترسی برابر به خدمات عمومی و گزینش آگاهانه.

12- اصل سلامت انتخابات . سلامت انتخابات وجه تضمینی برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه می باشدعناصری که می تواند نشان دهنده یا تامین کننده سلامت انتخابات باشد عبارتند از : صحت و دقت ، امنیت ، قطعیت ، معتبربودن ،اعتماد عمومی .

ج )

اصول تشکیلاتی و سازمانی

تحقق یک نظام مردم سالار باید با تضمین ها ی ساختاری و سازمانی همراه باشد .ساختارها ، سازمانها، و تشکیلات حکومتی یا مدنی به گونه ای ایجاد و فعالیت نمایند تا ضامن اجرای شاخصه های فرایندی و ماهوی و ارزشی دمکراسی باشند.اهم اصول تشکیلاتی و سازمانی عبارتند از :

1-  اصل تفکیک قوا . این اصل با نگرش انجام بهتر وظایف حکومت ، جلوگیری از خودکامگی حاکمان ، و حفظ حقوق و آزادیهای مردم بنا نهاده شده است و در واقع حافظ ارزشهای مردمی است.

2-  اصل استقلال قضائی . اهمیت و نقش اصلی این اصل در نظان انتخابات عادلانه و آزاد از آن جهت است که در انتخابات ، همواره اختلافات ، تخلفات ، تقلبات و اعمال خلاف قانون برای پیروز شدن وجود دارد.نظام قضائی مستقل می تواند این مشکلات را بطور عادلانه برطرف و حل نماید.

3-  اصل کنترل قضائی . در این اصل ، به محض اینکه نظام سیاسی به سطحی از رشد و کمال سیاسی برسد که در آن احزاب سیاسی و نهادهای عمومی مایل به ادامه حیات مطلوب باشند ، سپردن نظارت بر انتخابات به تهاد قضائی می تواند منجر به زندگی دمکراتیک عالی شود .

4-  اصل وجود نهادهای مدنی . نظام دمکراتیک به منزله تجلی و اراده حاکمیت مردم ، متضمن کثرت گرائی سیاسی است و جامعه مدنی جامعه ای است که متشکل از گروههای ارادی و داوطلبانه ومستقل و خود گردان که با هدف پیشبرد منافع و علایق و سلیقه ها ی افراد عضو تشکیل می شوند .{بدون این نهادها انتخابات فاقد اصول تشکیلاتی و سازمانی می باشد.}

5-  اصل وجود رسانه های آزاد و مستقل . رسانه ها و مطبوعات دارای کارویژه های مختلفی در نظام دمکراتیک بخصوص در فرایند انتخابات و تحقق مشارکت مردم دارند .ازجمله کارکردهای اصلی آنها پاسخگو نمودن دولت ، اطلاع رسانی ، آموزش مدنی شهروندان ، مرتبط کردن مردم با حاکمان و نظارت و کنترل قدرت سیاسی است.

6-  اصل وجود مدیریت انتخاباتی مستقل و کارآمد. از جمله شاخصه های بارز یک نظام انتخابات شایسته ، وجود نهاد مدیریتی مستقل ، بی طرف ، و متخصص در زمینه برگزاری واجرای انتخابات است.بدون وجود چنین مدیریتی  انتخابات دمکراتیک نیز برگزار نخواهد شد .