استعفای وزیر اطلاعات

در روزهای اخیر بحثهای زیادی در خصوص استعفای وزیر اطلاعات در جراید و میان مقامات کشوری مطرح گردیده.صرف نظر از ابعاد یا انعکاسهای سیاسی وغیر سیاسی موضوع، استعفای وزیر اطلاعات حول محور دو اصل قانون اساسی بوده است : اصل ۱۱۰ واصل ۱۳۵ قانون اساسی.

اصل ۱۱۰ قانون اساسی:

وظایف واختیارات رهبر:

۱- تعین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام

۲- نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام

۳- فرمان همه پرسی

۴- فرماندهی کل نیروهای مسلح

۵-اعلان جنگ وصلح و بسیج نیروها

۶-نصب و عزل و قبول استعفای:

الف-فقهای شورای نگهبان

ب- عالی ترین مفام قوه قضائیه

ج- رئیس سازمان صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران

د- رئیس ستاد مشترک

ه- فرمانه کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

و- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی

۷- حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه

۸- حل معضلات نظام که از طرق عادی قایل حل نیست،از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظان.

۹- امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخابات مردم .صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید،باید قبل از انتخابات به تائید شورای نگهبان ودر دوره اول به تائید رهبری برسد.

۱۰- عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوانعالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی،یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتادونهم.

۱۱- عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه.

رهبر میتواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.

اما در اصل ۱۳۵ قانون اساسی که رئیس جمهوری در متن موافقت خود با استعفای وزیر اطلاعات به آن نیز استناد نموده آمده است:

اصل ۱۳۵قانون اساسی:

وزرا تا زمانی که عزل نشده اند،ویا بر اثر استیضاح درخواست رای اعتماد،مجلس ب آنها رای عدم اعتماد نداده است در سمت خود باقی میمانند.

استعفای هیات وزیران یا هریک از آنان به رئیس جمهور تسلیم میشود وهیات وزیران تا تعیین دولت جدید به وظایف خود خود ادامه خواهند داد.

رئیس جمهور میتواند برای وزارتخانه هائی که وزیر ندارند حد اکثر برای مدت سه ماه سرپرست تعین نماید.

 

عطار

امروز بیست وپنجم فروردین روز بزرگداشت عطار نیشابوری است.

بدون هییچ توضیحی وبا حس افتخار و غروربه دیداریکی از اشعار او میرویم:

عزم آن دارم که امشب نیم مست

پای کوبان کوزه دردی بدست

سر به بازار قلندر در نهم

پس به یک ساعت ببازم هرچه هست

تا کی از تزویر باشم خودنمای

تا کی از پندار باشم خودپرست

پرده ی پندار میباید درید

توبه ی زهاد میباید شکست

وقت آن آمد که دستی برزنم

چند خواهم بودن آخر پای بست

ساقیا در ده شرابی دلگشا

هین که دل برخاست غم در سر نشست

تو بگردان دور تا ما مردوار

دور گردون زیر پای آریم بست

مشتری را خرقه از سر برکشیم

زهره را تا حشر گردانیم مست

پس چو عطار از جهت بیرون شویم

بیجهت در رقص آئیم از الست